بياد مادرم و همه مادران از دست رفته

چارسویِ خاطره

من هستم و شنایِ نگاهم به جویِ اشك

غلتيده اشك رویِ من و من برویِ اشك

بسيار خسته چهرۀِ اشك از نگاه من

زينسو نگاه خستۀِ من هم به سویِ اشك

چرخيده آسمان غمی رویِ چشم من

وا كرده ابر ناله سر گفتگویِ اشك

من هستم و صدایِ پر از هق هق نگاه

آنسان كه پاره مي شود از او گلویِ اشك

ديريست شوق ديدن رنگ صدایِ عشق

دل را كشانده لحظه به لحظه به كویِ اشك

ياد فضایِ   قصۀِ نازش بخير باد

كز او شنيده‌ايم زهر گوشه بویِ اشك

دادم هوایِ تازۀِ  او را اگر ز دست

هستم به رویِ ديده پیِ آبرویِ اشك

ای شهريار قصۀِ من ای كه پر شده است

از چشم تو به خاطر من صد سبویِ اشك

اي زينت تمامیِ گلواژه‌هایِ عشق

اي مادر ای سپيده نگاه تو قویِ اشك

در چار سوي خاطره حيران ستاده‌ام

با ياد هر نگاه تو روي سكویِ اشك

………

 نورالله وثوق

 

http://norollahwosuq.blogfa.com/

یک دیدگاه به “بياد مادرم و همه مادران از دست رفته”

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,767 مشترک دیگر بپیوندید