پای بردگان

خوراکِ هوشِ
 غرورِ   قرنِ    غارت را  شعاریم
به هرچه غیرِ غیرت هی به کاریم
بود  خوراکِ   ما    تاکی شرارت
چه خوش گر ریشۀِعشقی بکاریم
دشتِ سینه
میانِ   خانۀِ   ما  دو د  تاکی
در و  کلکینِ دل مسدود تاکی
زموجِ    آهِ سیما      وسپیده
به دشتِ سینه جاری رود تاکی
………
سایۀِ سارا
تماشاکن شتابِ شعله هارا  
ببین برسایۀِسرسامِ سارا
اسیرِ انتحارت گشته شهری
نبینی تابکی رویِ خدارا
………….
ترحیمِ روان
چودیدی هوشِ ماآتش زبان است
مپنداری که جشنی درمیان است
شبِ   میلادِ   اوجِ     زندگانی
درینجا روزِ ترحیمِ روان است
…….

………

پای بردگان
بزن بر فرقِ آن اندیشۀِ مشت
که بررویِ هوسهابرنیاشفت
به مرداری نیرزدآن تنی کو
دلِ خودرابه پای بردگان کشت
………
انگشت وخروار
به آیین دل اندیشان مکن پشت
مزن بر دیدۀِ آئینه ها مشت
بیا تا پاسِ مردی را بداریم
نمک خوردن چه خروار وچه انگشت
……….
رگبارِدانش
دمی مردانگی را امتحان کن
خودت را پشتِ رمزِ دل نهان کن
به   زورِ  آتشِ  رگبارِ   دانش
دوچشمِ خیرۀِ شب را نشان کن
………..
  
روزِ مادر
ازان حالی که دیدم در گذشته
دگر کار از من وتو در گذشته
به بین بر دیدۀِ خونینِ میهن
چه روزی برسرِ مادر گذشته
……….
شیرِ شهر
دری   بر   رویِ دلها وانمانده
برایِ   ر فتنِ   دل پانمانده
دگر حتی زدستِ تشنگی ها
نفس در شیرِ شهرِ مانمانده
…………..

روی بردگی
چراباهرچه بدحالی بسازیم
بیا تادیده را حالی بسازیم
هلا تا  جاغورِ  صدتیرِ  دل را
به رویِ بردگی خالی بسازیم
……..
رام آتشگر
عطش  تاکی بگیره در    برادر
بزن بر   تشنگی ها سر برادر
پرِ  این غنچه هایِ خفته درآه
مَبادا   رام    آتشگر    برادر
……
نورالله وثوق
دوشنبه    21/  4  /1389
  http://norollahwosuq.blogfa.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,767 مشترک دیگر بپیوندید