مجموعۀ اشعار شاعران معاصر افغانستان که درکانادا زیست دارند به همت بهروز جباری یکتن ازنویسنده گان ایرانی با قطع وصحافت زیبا که دارای 325 صفحه میباشد به زیور طبع آراسته به دسترس شایقین فرهنگ وادبیات فارسی دری قرار گرفت ،این اقدام آقای جباری حمایت و استقبال جوامع فرهنگی فارسی زبانان را درپی داشته وازدید فرهنگیان این اقدام وی قابل ستایش بوده وآنرا خدمت بزرگ درامر شناسای شاعران معاصر افغان وآثار ناب فارسی دری میدانند .
آقای جباری درمقدمۀ این اثرش به مشترکات فرهنگی کشورهای فارسی زبان وقدامت تاریخی زبان فارسی دری چنین اشاره نموده است .
برای ما ایرانیان، زبان فارسی با کشورمان، یعنی با دولت ـ ملتی که در آن زندگی میکنیم، پیوند خورده است. هر چه را به این زبان باشد «ایرانی» حساب میکنیم. حتی بعضی نسلهای بعدی مهاجران به غلط زبان فارسی را «ایرانی» مینامند.
این درست است که پهنهی جغرافیایی ایران بارورترین و وسیعترین صحنهی شکفتن زبان فارسی است، اما بسیار مهم است که همیشه به خاطر داشته باشیم ما این زبان را حداقل با تمامی مردم دو دولتملت دیگر، تاجیکستان و افغانستان، نیز در اشتراک داریم. در واقع پهنههای زبان فارسی بسیار فراتر از این میرود و سراسر شبهقارهی هند از شرق و آسیای میانه از شمال را فرا میگیرد.
بطور نمونه دوقطعه سروده شعرای معاصر کشور که درآن نشر گردیده است پیشکش خواننده گان محترم مینمائیم .
خنجر بدرود
عظیم نوذر الیاس
این شهر، شهر گورهای هراسان است.
در سینهگاه نعش هزاران یاد
بر شانهها، صلیب سیهپوشش
با مادران زخمی عریانش
با دختران خسته خاموشش.
نه این شهر
باغ سرخ شقایق نیست.
تالاب خون و تپه عصیان است.
اندوه جاودانه تاریخ است.
میعادگاه غربت انسان است.
یک زنده نیست،
ایستاده بر این کوی
اما، بر زیر خاک.
برفتند و میروند
عبدالسمیع حامد
یاران بیشمار برفتند و میروند
با روح سوگوار برفتند و میروند
گنجشکهای کوچه خونین انتظار
بیبهره از بهار برفتند و میروند
سبزینهها پیاده و گلبرگهای سرخ
بر بادها سوار برفتند و میرفتند
از برگ گل چه یاد و چه فریاد سر کنم
یاران از این دیار برفتند و میروند
صحرائیان پای برهنه نفس نفس
بیساز و کولهبار برفتند و میروند
ماندست دار دار سیاستمدارها
مردان سربدار برفتند و میروند
ما ماندهایم و رخوت مانداب زندگی
امواج رهسپار برفتند و میروند.



