مسلخ

نویسنده : راسخ ازتهران

و این خدای من ناسوت نیست

بر مسلخ سرخ

- و ان ریسمان عدل الهی است

باید که چنگش زنید تنها

نبرد مابین خدایان است اینک :

خدایشان گله پرور و مسلخ ‍‍پیشه

با چوبدست و ریسمانی سرخ

حک شده است بر این بوم

بر خالی جای سینه شان

تنها رنگ خون است

چنبره زده و زهر آگین

وخدای ما که بزرگ است تنها

بر بامهای پر داد این بوم

فرو نشاندندش بر دید ه ها و شنیدگانمان

برخالی جای سینه شان

چنبره زده و زهر آگین

- اخرویان هماره به این ریسمان چنگ می زنند-

سرها وصورتها

دیده ها ودلهامان را چنگ می زنند

نبرد الهگان است

خدای بزرگ ما با دستانی خالی و حنجره ای  پرداد

و خدایشان مسلخ پیشه و زهرآگین

چنگی و جنگی را رج می زنند

- به محکمه خواهیم نشاندش عاقبت؟ -

جار جار و جنجال را

قانون جنگل را رج می زنند

- دریغا!   محکمه ای بی ریسمان و مسلخ ـ

و من ناسوت را خدایی نیست

معلق بر مسلخ تلخ

با ریسمانی سرخ بر گردن …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,767 مشترک دیگر بپیوندید