همه شور فغانم ازغم است غم
زهجرش چشمایم پرنم است نم
اگر جانرا کنم قربانیی عشق
ولی این هدیه هم خیلی کم است کم
عقرب 30
همه شور فغانم ازغم است غم
زهجرش چشمایم پرنم است نم
اگر جانرا کنم قربانیی عشق
ولی این هدیه هم خیلی کم است کم
عقرب 30
میزند قمچین ناحق بر تنم در هر نفس
آه هم نتوان کشید دلبرم در خواب است
این دلهست یا منزل است اندکی رحمی نکرد
آه ای ظالم زمان بشنو این فریاد من
بازمیروید بدورم ارغوانی رنگ رنگ
تا کند معطر گلان خانه غمگین من
گربروید لاله و نرگس بدور خاک من
روزی هم خواهد رسید که آن لاله ها غوغا کند
می کنم تهعد براید ای ناج روح افزای من
تاکه باشم با تو باشم تا تو باشی در برم
تشکر احمدی”