jump to navigation

زهر انتظار نوامبر 9, 2009

Posted by farhangistan in Information.
trackback

ندارم طاقت هجرت عزیز مهربان من

بیاشادم نما ازوصلت ای راز نهان من

فغان ناله ام گر دروجود شعر میباشد

توهستی منبع الهام شعر وداستان من

بیا بار دگر تجدید کن پیمان یاری را

که هستی قوت قلب ضعیف وناتوان من

بهار خاطرات تو همیشه چون نفسهایم

فقط محسوس میگردد دراین عمر خزان من

بنوشاندی دمی آخر تو زهر انتظارت را

که خود شد حامل پیغام مرگ ناگهان من

مگر خونم بروز محشر  و فردای موعود

بگیرد دامنت را ازبرای انتقام من

گلاب  این چمن خشکیده وپژمرده است اکنون

نه بوی شبنم است نه لطف آب باغبان من

بهار ۸۷

کابل

دیدگاه‌ها»

1. راشد - دسامبر 5, 2009

خیلی عالی و دلچسب بود موفق و سر فراز باشید

2. ali - دسامبر 5, 2009

thanks

3. احمدی - دسامبر 6, 2009

بسیار زیبا و دلچسپ است
اگر در آخر از شاعر هم نام برده شود خوب است