بگذرد دریاد رویت صبـــــح وشام زنده گی
صد گره خورده به عشقت هرکلام زنده گی
ای خوشا این سر شود قربانی درعید شما
من نخواهم بیش از آن جاو مقام زنده گی
کی طبیب ، یا داروی داکتر علاج درد ماست
تا نه آید بوی وصلت برمشــــــام زنده گی
انتظار وهجر هردو مرگ تدریجیست لیک
چارۀ دیگر نـــــــــــباشد بر دوام زنده گی
من ندانســم که دردانشسرای عشق تو
این قدر مشکل بود یک ثبت نام زنده گی
بحر بی پایان هجرت را شناور روزوشب
تارسد در ســــــاحل وصلت تمام زنده گی
ازحضور حضرت منصو ر میخواهم گلاب
تا نماید شـــــــــهد برتو تلخ کام زنده گی
”گلاب الدين”
قوس 87
کابل


