اسماعيليان و آشيان عقاب سپتامبر 27, 2009
Posted by farhangistan in Culture, Information.trackback
عقاب در فرهنگ اسلامی ما هم جايگاه بلند دارد. بر پايۀ روايتی مشهور که آنرا خداوندگار بلخ مولانا جلال الدين محمد در مثنوی معنوی به نظم در آورده است عقاب پرنده ی است نيکخواه بر پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) . باری هنگامی که آن حضر (ص) میخواهد پاپوش خود را به پا در کشد، عقابی پاپوش را می ربايد و بر هوا برده نگون میکند و از درون آن ماری سياه می افتد. عقاب پاپوش را دوباره می آورد و مورد نوازش پامبر گرامی قرار میگيرد.
به خصوص نام عقاب، در ذهن هر فرهنگی ما تداعی کر ياد راهيان کيش اسماعيليه نيز می باشد، زيرا بزرگان اين مذهب را از همان سپيده دم فعاليت شان در سرزمينهای ايران کهن تا امروز، افزن بر همۀ هماننديهای ديگر، جون جسارت، دليری و بلند پروازی. بااين پرندۀ فرار و نپايگاه با نشيمنگاه آن پيوندی ژرف بوده است.
نخستين مرکز رهبری اسماعيليان ايران در دژی مرتفع به نام “الموت” پيريزی شده بود که به آشيان عقاب تعبيرش کرده اند. زيرا به گواهی تمام واژه نامه ها “آله” در فارسی به معنی عقاب و “آموت” بيشتر به مفهوم آشيان آمده است و الموت قلعه ی بر فراز قلۀ کوهيست که تير بدان نميرسيد و تسخير آن دشوار بود.
گويند که يکی از شاهان ديلمی عقابی را برای شکار رها کرده و خود، اورا دنبال نمود و چون بدين جارسيد، بلند او و استواری آن پذيرفتنی اش شد و دژی در آن جا بنا نهاد و آن را “الموت” ناميد که بر گردان آن را از گويش ديلمی “آموز عقاب” دانسته اند.
ذکريا بن محمد قزوينی (متوفی 783 هـ.ق) در اثر خود – عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات و در آثار البلاد نيز الموت را به همان مفهوم پنداشته و در وجه تسميۀ آن داستانی شبيه داستان بالا ذکر کرده است.
حمد الله مستوفی در تاريخ گزيده و در نزهته القلوب میگويد: و آن قلعه را در اول آله آموت گفته اند يعنی آشيان عقاب که بچه گان را برو آموزش کردی و به مرور الموت شد.
اين قلعۀ مشهور که در وسط قزوين و گيلان واقع است، در عضر فرمانروايان سلجوقيان از سال 483 هـ.ق. پايگاه مهم اعتقادی، سياسی و نظامی مبارز نستوه و داعی بزرگ اسماعيليان (حسن بن صباح حميری) قرار گرفت و جالب اين که تاريخ فتح آن نيز به حساب حروف “الموت” است.
اين قلعه برای مدت 171 سال مقر رهبری اسماعيليان ايران بود. از همين رو حسن صباح را “عقاب الموت” و اسماعيليه و پيروان حسن صباح را “الموتيان” يعنی عقاب آشيانان نيز ناميده اند.
شايان ياد آوری است که کانون مبارزات متهورانه و جسورانه و مرکز فعاليتهای روشنگرانۀ داعی ديگر اسماعيليه، حجت خراسان، حکيم ناصر خسرو بلخی نيز به نوعی با آشيان عقاب مناسبتی داشته است. زيرا اين قرار گاه در دل کوهستان شامخ بدخشان و در درۀ زيبای يمگان يعنی در نشيمنگاه و پرواز گاه عقابان موقعيت داشته است و حتی امروز نيز کوهسار عقاب آشيان درۀ سرسبز کيان در بغلان و مناطق صعب العبور و کوهستانی شغنان و بخشهای ديگری از بدخشان باشگاه “الموتيان” اند و عقاب و واژه و نگاره و پيکرۀ آن برای هر اسماعيليه ی ياد آور “عقاب الموت” و سيمرغ قاف يمگان می باشد
منبع : کتاب عقاب تأليف صالح محمد خليق

دیدگاهها»
No comments yet — be the first.