jump to navigation

عقــاب در شعـر و ادب فارسی سپتامبر 27, 2009

Posted by farhangistan in Culture, Information.
trackback

عقابعقاب بر چکادهای رشته کوههای بلند و استوار ادبيات ما همواره آشيان داشته و کهکشان برين و خيال انگيز شعر فارسی دری پرواز گاه هميشه گی اش بوده است. عقاب، شاهين، شاهباز و باز در شعر و ادبيات ما نشانه علو همت، بلند پروازی، غرور، آزادی و آزاده گی، پيروزی، نيرومندی، عظمت، تيز بينی، جسارت بوده و با تعبير های ديگر آن مانند سيمرغ، هما، عنقا مفاهيم برين و پيچيده عرفانی و فلسفی تشريح گرديده اند.

عقاب در شعر و ادبيات فارسی دری، افزون بر معانی مستقيم و نزديک، به تنهايی و يا در ترکيب با واژه گان ديگر مفاهيمی جديد و يا کنايی و مجازی نيزيافته است، مانند: عقاب آسمان که چند ستاره يی است به صورت عقاب و آن را نسر طاير نيز گويند و در بيت زيرين از خاقانی اشاره يی است به همين معنی صورت فلکی آن.

چون عقاب الجور آرنده جور

چون غراب البين آرنده بيم

عقاب چهار پر که کنايه از تير است که چهار پر دارد، مثلاً در بيت نظامی:

عقاب چـــــار پر يعنی مرا تير

نهنگی در ميان يعنی چو شمشير

عقاب در اصطلاح عرفان بر اساس تعريفات جرجانی مجازاً به معنی قلم است که عقل اول باشد زيرا عقل اول بالاترين چيز در عالم قدس و عقاب بالاترين پرنده گان در جو است. همچنان در شعر مجازاً به معنی اسپ نيز به کار رفته است. مثلاً در بيتها

ناهيد چون عقاب تراديد روز جنگ

گفتا درست هاروت از بند رسته شد

                                    (دقيقی)

عقاب تکاور برانگيختم

چو آتش برو تير ميريختم

                                  (فردوسی)

تورگ دلاور نشــد هيچ کند

عقاب نبردی بر انگيخت تند

                             (اسدی)

سزاوار ياد آوری است که عقاب در شعر و ادبيات ساير زبانهای جهان نيز با تعبير ها و مفهومهای شابه به کار گرفته شده است.

البته شاعری پيدا نخواهد شد که در سروده های خويش دست کم باری عقاب و واژه گان مترادف آن را به کار نبرده باشد.

منبع: کتاب عقاب تأليف صالح محمد خليق

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.