سروده های محلی افغانستان

نويسنده: نورجهان اکبر

نورجهان اکبر

نورجهان اکبر

حدود یک ماه پیش از سفری به تخار و بدخشان برگشتم. در این سفر مشغول جمع آوری سرود های محلی زنان بودم اما از این فرصت استفاده کرده اندکی با موسیقی مردان این محلات نیز آشنا شدم. حاصل این سفر ها یک کتاب و دو سیدی از موسیقی است که هنوز به دسترس عام قرار داده نشده است. کتاب تهیه شده مجموعه کوتاهی است از سرود های اصیل تالقان، فیض آباد، کشم و جرم که قبلا توجه کمی به مطالعه آنها صورت گرفته است. چون سه ماه برای هر نوع مطالعه دقیق کلتوری مدتی ناچیز است و باید سالها در این راه صرف گردد این کتاب به هیچ وجه منعکس کننده تمام ابعاد موسیقی محلی این مناطق نبوده و کوشش مختصری برای جلب توجه و همکاری متخصصین به این گنجینه تاریخی و انسانی است.

در آغاز می خواهم از تمام کسانی که مرا در تهیه این مجموعه همکاری نمودند ابزار امتنان کنم. بدون حمایه مالی پروگرام تعلیمات اساسی جی تی زید که در گذشته و حال همکار مردم افغانستان بوده و می باشد تطبیق این پروژه نه تنها دشوار بلکه ناممکن بود. پدرم، محمد اسمعیل اکبر، با وجود کسالتی که داشت نه تنها مرا در سفر بدخشان همراهی نمود بلکه حتی وقتی در تخار بودم مرا در درک اصطلاحات و سرود های محلی یاری نمود و سفر های مرا پربار تر و غنی تر ساخت. مادرم، عظیمه نبی اکبر، با حمایه، تشویق و دعای فراوان رنج دوری و سفر را برایم آسانتر نمود. خواهرم، رادا اکبر، در طرح و دیزاین این کتاب با من همکاری نمود. تشکر از همه این عزیزان. اما بیشتر از همه، از مردم نیک و مهماننواز بدخشان و تخار تشکری می کنم که در مدت اقامه من مرا در خانه های خویش جا دادند و مرا در گنجینه های عظیم موسیقی و هنر خود شریک ساختند. از مادران و خواهران بدخشی و تخاری ام تشکری می کنم که درد هایشان را با من شریک کردند و مرا لایق محبت و اعتماد خویش دانستند.

آوازخوانان معروفی چون بازگل بدخشی، در محمد کشمی و میر مفتون بدخشی معرفی کنندگان موسیقی محلی بدخشان به تمام افغانستان و حتی به سطح جهانی استند. با وجود فعالیت های دوامدار و شکست ناپذیر این آوازخوانان از جانب متخصصین توجه کمی به جمع آوری و مطالعه موسیقی محلی خصوصا موسیقی زنان شده است مثلا کتاب Music of the Mind نوشته Hiromi Lorraine Sakata یکی از محدود کار های تخنیکی در مورد موسیقی محلی در افغانستان است اما در این کتاب نیز توجه چندانی به موسیقی زنان و کلتور زنان در این مناطق نشده.  این درحالیست که سرود های زنان نه تنها نمایانگر درد ها و احساسات زنان است بلکه آیینه خواست های آنها و افکار و ارزش های انسانی نیز هست و مدنظر نگرفتن این آواز ها لطمه بزرگی به هنر وارد کرده است. در این قسمت به مطالعه سرود های زنان می پردازیم و بعدا در مورد موسیقی رایج در میان مردان این مناطق اندکی خواهیم نوشت.

از زنانی که در این سفر ها ملاقات کردم خیلی آموختم. در جریان دیدار هایم با زنان می کوشیدم بر علاوه به توجه به موسیقی آنان در مورد افکار شان بیاموزم. در اوایل بیشتر زنان محتاطانه نظریات خود را شریک می کردند اما بعد از چندین دیدار صمیمی می شدند و آزادانه تر صحبت می کردند. در بعضی خانه ها زنان با صدای آهسته می خواندند تا توجه اعضای مرد خانواده جلب نشود و آنها مخالفت نکنند. بعضی زنان می گفتند: «ما برایت می خوانیم اما هیچ کسی نباید مطلع شود.» پچ پچ های آرام و مملو از ترس در مورد درد هایی که در زندگی شان دیده اند بسیار معمول بود. مثلا یک بار وقتی در تخار مهمان یکی از دوستان بودم حدود 20 زن برای آوازخوانی جمع شدند اما وقتی که دختری جوانی که زندگی سختی را گذرانده بود شروع به خواندن کرد همه گریستند و موسیقی به همانجا خاتمه یافت.

زنان آواز های شان را با دایره ، چنگ و کف زدن آهنگین تر می سازند و در میان شاه بیت های معمول مانند «انار انار انار نوبر من» که به گوش همه زنان آشنا است از دوبیتی ها و فلک های ساخته خودشان استفاده می کنند. بیشتر این دوبیتی ها در دم و وقت خواندن سروده می شوند اما دارای وزن و قافیه می باشند و بار سنگینی از افکار سرایندگان را حمل می کنند. اگر چه زنان بدخشی به زبان دری و زنانی که در تخار با آنها آشنا شدم به زبان ازبیکی، که من با آن آشنایی چندانی ندارم، می سرودند آواز های همه زنان متمرکز بر روی رنج هایی بود که آنها متحمل می شوند مثلا تاکیدی زیاد بر روی رابطه مادران با دختران شان صورت گرفته بود. دختران مادران شان را گاهی به عنوان حامی شان در مقابل جبر پدر و برادر، گاهی شریک درد ها و راز های شان و گاهی همکار ظلم و ستم مورد خطاب قرار می دهند و می کوشند توسط دوبیتی های که برای مادرانشان ساخته اند به طور مستقیم و غیرمستقیم از رسم و رواج های نابرابر شکایت کنند. تعداد زیادی از دوبیتی های ازبیکی و دری زنان در مورد مسافرت بعد از عروسی و نارضایتی از ازدواج هست و در این دوبیتی ها پدران و برادران مسئول این مصیبت ها دانسته می شوند. شکایت از دور روزگار، دلتنگی از ندانستن راز های زندگی، و ناتوانی در مقابل سرنوشت موضوعات عمده در فلک های زنان را احتوا می کنند.

در بیشتر مناطق دور افتاده هنوز هم در محافل عروسی، شب شش ها و دیگر محافل زنانه دختران جوان گرد هم می نشینند و به نوبت با دف (دایره) دوبیتی های شان را می خوانند. نزدیک چشمه های آب، خیاط خانه ها و کلچه پزی ها نیز محل گردهم آئی زنان و دختران جوان برای خواندن است. در هر قریه تعدادی زن و دختر جوان به آواز زیبا و خوش خوانی معروف اند و به محافل زنانه دعوت می شوند و شاید گاهی اندک پولی هم برای خواندن به دست می آورند. اما با مروج شدن کست ها و سی دی های مد روز که معمولا توسط رسانه های جمعی در میان مردم ترویج می شوند ارزش سرود های زنان پایین رفته و تعداد طرفداران آن کاهش می یابد. اگر چه این تغییر ذوق در میان شنوندگان و گرایش به موسیقی جدید شاید بسیار طبیعی باشد اما به دلیل حفظ نشدن موسیقی اصیل محلی لطمه بزرگی به داشته های انسانی وارد می شود و باید قبل از از بین رفتن کلتور غنی و زیبا موسیقی اصیل متخصصین در جمع آوری این آواز ها بکوشند.

با امتنان فراوان،

 نورجهان اکبر

About these ads

7 دیدگاه to “سروده های محلی افغانستان”

  1. از مدیریت وبلاگ فرهنگستان یک جهان سپاس که بخاطر شناسای فرهنگ پربار وغنامند کشور گام برداشته است موفقیت نصیب شان باد

    ثانی از نویسنده توانا نورجهان اکبر که سرودهای محلی را دریک مجموعه زیبای شعری به دسترس علاقمندان فرهنگ دوست کشور قرار داده است برقلم واستعداد شان آروزی موفقیت مینمایم

    سعدیه
    ولایت بلخ

  2. سلام دوست عزیز سعدیه،
    تشکر و زنده باشید.
    نورجهان

  3. تشکر زیاد از زحمت کشی شما ازینکه در ولایات قدم رنجه نمودید امید وار هستیم که در آینده نیز در ولایات دیگر مثل بامیان بوستان و هرات نیز سری بزنید و از حال و احوال او عده از محلی خوانان ما که سال ها درین راه کوشیده است باخبر شوید.
    بدون شک همچون ابتکارات و تشویق های شما برای سیقل زدن فرهنگ چندین ساله ما اهمیت زیادی دارد و امید اما از شما قلم بدستان امروزی این است که فرهنگ اصیل ما ره انعکاس دهید
    ما در حال قرار داریم که جامعه ما به یک بحرانی فرهنگی جدی رو برو است
    تشکر و سپاس ازهمه دوستان که در همچون ابتکارات اندیشیده و عملن کار میکنند.

  4. سلام آقای احمدی،
    تشکر از دلگرمی ها و تشویش های تان. اتفاقا تصمیم دارم در تابستانی که پیش رو داریم، به هرات باستان بروم اما نه برای جمع آوری موسیقی محلی، بلکه برای گرد آوری و تحریر افسانه های محلی.
    به اطلاع دوستان برسانم که دست آورد های پروزه تخار و بدخشان در کتابی جمع آوری شده و انشاالله در تابستان به نشر می رسد و به موسسات دولتی و غیر دولتی و شاید هم در کتابخانه های مکاتب توزیع می شود.
    شما نیز موفق باشید.
    نورجهان

  5. با با سپاس فراوان از نویسنده عزیز ما محترمه نور جهان اکبری موفق باشید زنده باشید تا گذشته های ما نمیرند.
    وسلام
    عبدالوحید امیری
    از شهر زیبای کابل عزیز

  6. سلام آقای امیری،
    سپاس از سپاس. من امیدوارم بتوانم سهم خود را در جمع آوری این گنجینه بپردازم اما باید به خاطر داشته باشیم که این کار بزرگتر از عهده یک نفر است و بنابراین محققین حرفوی باید روی آن تمرکز کنند.
    زنده باشید.
    نورجهان

  7. با اظهار سپاس فراوان از نویسنده محربان ما محترمه نور جهان اکبری. برایت دوعا میکنم همیشه موفق باشید زنده باشید. میخواهم بیگویم ما همه باید تلاش های زیاد به خرج بدهیم تا گذشته های ما نمیرند. من به یاد دارم که خانم های هستند که بسیار زیبا آهنگ های زیباه که جنبه های معنوی دارد می خوانند. و خیلی دلنشین است. این سروده ها در مناطق هزاره جات است.
    با احترام
    کرام الدین ملک زاده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 75 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: